کارگردان روز خودت باش

هر روزمان را مثل یک فیلم نگاه کنیم. کارگردان فیلم روز خودمان باشیم. به چه شیوه ای و چه راهی خوب برنامه ریزی و مدیریت کنیم که هر روز با روز قبل تفاوت داشته باشد.
به دنبال چی هستیم؟ با چه راهی می توانیم به یک روز خوب و متمایز با روزهای قبل برسیم.
آیا پیرو راه و سبک تازه...، آموزش تازه...، یادگیری تازه...، کتاب جدید...، دوست جدید...، کلاس جدید و بسیار مقوله های مختلف و متفاوتی باشیم؟ شاید در روزهای زندگی به هر کدام از این ها توجه زیادی به طور جدی و مستمر نشده است.
پس چاره ی راه این است که یک نقشه ی ذهنی ترسیم کنیم و با خوشه هایی این موارد اشاره شده را در آن بگنجانیم. وقتی کارگردان زندگی خودمان باشیم سعی می کنیم که روزهایمان تکراری و کلیشه ای نباشد. البته کلیشه در جاهایی کاربردی و لازم است. اما باید به دنبال چیزی تازه و بدیع باشیم.
در زندگی روزمره همیشه تکرار است و یک بخش‌هایی هم متفاوت و جدید است. اگر بخواهیم متفاوت با دیگران باشیم، باید تلاش کنیم که یک روز تازه با خلاقیت و نوآوری با سناریو و فیلمنامه ای جدید خلق کنیم. با برنامه ریزی خوب و دقیق و با استفاده از استعاره، فیلم و روزهایمان را بهتر می بینیم و به عنوان کارگردان زندگی، روزهایمان را زیباتر نگاه می کنیم. با نامه نوشتن به خود می‌توانیم تجربه ای متفاوت داشته باشیم.

تجربه نامه نوشتن:
در ادامه بحث کارگران خودت باش، بهتر است یک فهرستی از کارهامون تهیه و در کاغذ بنویسیم. سپس بعد از آن می توانیم نامه ای به خود در
ارتباط با فهرست کارها و با جزئیات بنویسیم.(نامه به کارگردان که درباره ی ساخت فیلمش است.)
در نامه درباره ی مثلا کاری که قرار است همان روز انجام دهیم می نویسیم. مثلا من امروز می خواهم درست نویسی را انجام دهم. چه چیزهایی را باید یاد بگیرم و در عمل در نوشته هایم اجرا کنم. امروز باید زبان بخوانم، مطالعه کنم، کار روی مقاله نیمه کاره و تکمیل ژورنال نویسی که باید انجام دهم.
در نامه وقتی که خودمان را از بیرون خطاب می کنیم ، نوع و جنس نوشته عوض می شود. به طوری که دوست و مربی خودمان می‌شویم که راه را نشان می دهیم. در مواقعی درباره ی یک کار با توجه به نوع آن بیشتر می نویسیم و گاهی هم کمتر. در کل بکار بردن استعاره "کارگردان و فیلم" در زندگی با شیوه ی نامه نگاری جالب، جذاب و درخورتوجه و انگیزه بخش است.
در نامه نوشتن به خودم بهتر متوجه شدم که در مورد کارهایم چطور برنامه ریزی بکنم و با دقت و با جزئیات تمام اجرایش کنم.
فایده نوشتن نامه به خودمان این است که از بیرون خودمان را بهتر نگاه می کنیم و به نقاط ضعف و قوت خودمان بهتر پی می بریم.

گلبرگ های گل سرخ

در روزهای اخیر مشغول تمیز کردن و وجین کمدم بودم که در میان وسایل انواع سی دی آموزشی، فرهنگی و موسیقی کلاسیک و پاپ، کاست های قدیمی و نوستالژی که هر کدام از آن ها برای خودشان قصه ای زیبا و خاطره انگیز دارند. از میان آنها چشمم به نوار کاست سل کورش یغمایی افتاد که آهنگی با عنوان گلبرگ های گل سرخ قبلا خوانده و منتشرش کرده بود و متن شعر در داخل جلد کاست نوشته شده بود. حالا در اینجا با یاد خاطره و گوش کردن به این آهنگ زیبای وخواندن متن شعر کورش یغمایی و دورانی که گذشت را به اشتراک می گذارم.

***********
وقتی که شب فرا می رسد
باد
گلبرگهای گل سرخ را
روی آب های چشمه شناور می سازد
با گذشت سالیان دراز
زیر آفتاب و باد و باران
دیوارها فرسوده می شوند
تمامی آن ها
از صبح اولین روز تابستان
با قلبی پرآواز آمدند
و ناگهان با نوک اسلحه هایشان
واژه های شگفتی بر روی دیوار نوشتند
بوته گل سرخ
بر روی دیوار بدون هدف دنباله روست
هر سال تابستان
نام آن ها روی گلبرگ های گل سرخ
حک می شوند
با گذشت سالیان دراز
با قلبی خونین
با پایی برهنه
با گام های آهسته و چشمانی درخشان
و لبخندی عجیب
در دشت در زیر آفتاب و باد
در آن صبح روز تابستان آمدند
وقتی که شب فرا می رسد
روی دیوار های فرسوده
لکه هایی به نظر می رسد
که گویی خون است
ولی این لکه ها
چیزی جز همان، گل های سرخ نیست...🍀🌹