موازی خوانی با کتاب ها
اغلب اوقات تصور می کردم که برای مطالعه و خواندن فقط یک کتاب را بدست بگیریم و تا زمانی که تمام نکردیم به سراغ کتاب دیگری نرویم. اما با رفتن به کتابفروشیها و خرید کتابهای مورد علاقه ام نظرم عوض شد. چون دیدم که به تعداد کتاب های ناخوانده و حتا نیمه خوانده دارد افزوده می شود. به خاطر این مدتی است که تصمیم گرفتم که دو یا سه کتاب را همزمان با هم بخوانم.
به گفته ی استاد شاهین کلانتری: معتقدند که به هر کتابی باید نوک زد و اگر شده یک یا دو فصل از آن را خواند. بهتر از این است که اصلا سراغ کتاب های جدید در قفسه کتابخانه نرویم و نخوانیم و تا مدتها در قفسه خاک بخورد. این گفته ی ایشان برایم تامل برانگیز بود و من را تشویق و ترغیب کرد که دو یا سه کتاب را با هم به طور موازی بخوانم. طبق عادت همیشگی ام دوست دارم یک کتاب را تمام کنم و بعد سراغ کتاب بعدی بروم. بااین حال ، در حال حاضر، موازی خوانی را دارم امتحان می کنم،
و تجره ی خوب و شیرین و لذت بخشی برایم شد.از مزایای مثبت و نقطه خوب این کار این است که از موضوع یک کتاب خسته شدی به سراغ کتاب دیگری با موضوع جدید می روی، از جنبه ضعف و منفی اگر نگاه کنیم انجام این شیوه روی کتاب اول و موضوع آن تمرکز کرده و پیوسته با نویسنده پیش می رویم. ولی با رفتن به کتاب دوم گاهی رشته افکارمون از هم گسسته می شود و شاید دقت و تمرکز لازم را نداشته باشیم. اما این کار در مرحله عمل تحقق پیدا کرده و شدنی است.
معمولا عادت دارم زمانی که کتابی می خوانم با مداد زیر کلمات و جملات کلیدی خط می کشم. همچنین در اکثر مواقع هم در کنار حاشیه ی کتاب به صورت کلیدواژه و گاهی جمله ی کوتاهی می نویسم. با این کار دیگر موضوع کتاب از یادم فراموش نمی شود و از ذهنم بیرون نمی رود.
موازی خوانی در موارد دیگر از جمله در کار و در رشته تحصیلی، به طور همزمان می توان در دو تا رشته دانشگاهی به تحصیل مشغول شد و یا در دو کار و حرفه ی مختلف کار کرد و موفق شد.
با این حال، به نظرم بد نیست که گاهی در زندگی خودمان را در موقعیت های مختلف به چالش بکشیم. فکر این که باید همه چیز در کمال رفاه و آسایش و به راحتی بدست بیاید از خودمان دور کنیم.