همیشه ی گلستان

روز چهارشنبه ۲۶ دی ماه، بعد از چند روز تصمیم گرفتم بیرون بروم. بخاطر آلودگی هوا، من و امثال من را خونه نشین کرده است. اصلا با روحیه ام سازگار نیست که چند روز از خونه بیرون نروم. خلاصه شال و کلاه کردم و ماسک هم زدم. این دفعه ماشین نبردم خواستم کمی پیاده روی کنم. مقصد را مشخص کردم رفتن به سوی مجتمع تجاری گلستان و سر زدن به «کتابفروشی همیشه» پاتوق همیشگی ام... . تصمیم گرفتم به جای تاکسی های خطی میدان صنعت با اتوبوس بروم. خوشبختانه ایستگاه اتوبوس سر خیابان اصلی که به خونه ی ما نزدیک است رفتم. چند دقیقه‌ای منتظری شدم اتوبوس آمد. خوبی این خط این است که در مقابل مجتمع گلستان ایستگاه دارد و راحت می‌توان رفت. به مقصد رسیدم چرخی در مجتمع گلستان زدم و بوتیک ها را نگاه کردم. چیز خاصی مد نظرم نبود که بخرم. به فروشگاه تی.تی(شال و روسری و انواع بافت) سری زدم. دیگر مثل سابق نیست. تعدادی از اجناس فانتزی اضافه شده و شال و روسری و کلاه بافت کمتر داشت. بیرون آمدم و به طرف کتابفروشی همیشه رفتم. حدود دو هفته‌ای میشد که نرفته بودم. یک تغییر خوب و بنیادی در آن رخ داده بود.(کتابفروشی بزرگی است و گاهی مراسم رونمایی و معرفی کتاب برگزار می شود.) قسمت کتابهای کودک و نوجوان را به قسمت دیگری جابجا شده بود، به جای آن میزهای یک سره مستطیل شکل با صندلی های زیادی گذاشته شده بود.این فضا کافه کتاب شده و به دانشجویان، پژوهش گران و افراد بسیار دیگری اختصاص داده شده است. بسیار کار خوب و جالبی است. در این فکر بودم که گاهی برای کارهایم به اینجا بیایم و بشینم کار کنم. از یکی از فروشندگان جوان سوال کردم که تازه این قسمت دایر شده است؟ گفت: بله حدود دو سه هفته‌ای می شود. خوبی اینجا این است که: به منزل نزدیک است. قسمت کافه هم دارد اگر کسی بخواهد چیزی بخورد و از همه مهمتر و مناسب تر این که در فضای یک کتابفروشی هستیم و در کنار قفسه های کتاب و بوی کاغذ کتاب ها آدم را سرحال ، بانشاط و شارژ می کند. به قفسه ها نگاه می کردم و به کتابها را تورقی انداختم. سرانجام سه تا کتاب انتخاب کردم. دو تا از کتابهای اومبرتو اکو، اولی با عنوان« در جست و جوی زبان کامل. دومی با نام «اعترافات رمان نویس جوان» و کتاب سوم، «چنین کنند بزرگان» از ویل کاپی با ترجمه نجف دریابندری و یک دفترچه طراحی A4 هشتاد برگ که فکر کردم برای نوشتن های متفرقه مناسب است خریداری کردم. خلاصه روز خوبی بود و از رفتن به این مکان فرهنگی لذت بردم. این هم از یک روز فرهنگی بنده در همیشه گلستان در شهرک غرب.

زندگی و زمانه ی نوش آفرین انصاری

"معرفی کتاب"
زندگی و زمانه ی نوش آفرین انصاری، نویسنده( مصاحبه کننده)پریچهر نسرین پی. تهران: نشر کرگدن، ۱۴۰۳. ۲۲۰ص.

کتاب زندگی نامه نوش آفرین انصاری است که به صورت مصاحبه انجام شده است. (در واقع تاریخ شفاهی است).
کتاب در بخش اول به زندگی شخصی و خانوادگی و در بخش دوم به زندگی حرفه ای، اجتماعی و فرهنگی نوش آفرین انصاری با پرسشهایی در این باره با ایشان مصاحبه شده است.
در زندگی شخصی و خانوادگی: نوش آفرین انصاری در کشور هند در شهر ییلاق سیملا که اکنون شیملا نامیده می شود متولد شده است. بخاطر شغل پدر که در وزارت امور خارجه
شاغل بودند به کشورهای مختلف ماموریت داشتند و زندگی می کردند. استاد نوش آفرین انصاری در کشورها و شهرهای مختلفی چون: هند(سیملا)، سوئد، افغانستان، هلند، بلژیک، پاکستان، مسکو، انگلستان، سوئیس(ژنو)، کانادا، شهرهای اصفهان، رشت و شیراز زندگی کرده و مشغول به تحصیل بودند.
در زندگی حرفه ای و اجتماعی و فرهنگی، در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، هئیت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه کتابداری و دبیر شورای کتاب کودک و شورای مدیریت و مشاور فرهنگنامه کودکان و نوجوانان.
در کتاب پاسخ هایی که استاد انصاری دادند نکات درخور توجهی می توان یافت. مثلا از همان دوران تحصیل در مدارس کشورهای مختلف، بخاطر علاقه به خواندن کتاب، حضور پر رنگ در کتابخانه را می توان‌مشاهده کرد. عشق و علاقه به کتاب، کار داوطلبانه در کتابخانه عمومی هند(دهلی)، کتابخانه عمومی ژنو، کتابخانه بیمارستان روانی ژنو و بسیاری دیگر نمونه های نمایان هستند.
هنگام زندگی در سوئیس(ژنو) به پیشنهاد محمد علی جمال زاده، نویسنده ادبیات داستانی ایران (دوست پدرشان) رشته ی کتابداری را در مقطع فوق دیپلم انتخاب کردند و به مدت سه سال دوران دانشجویی جذاب و خاطره انگیز و لذت بخشی داشتند. در این‌ مدت زندگی و تحصیل در ژنو و انتخاب رشته کتابداری باعث رویدادهایی شد و افق های فکری جدیدی در ایشان گشود. آشنایی با استاد ایرج افشار، محمد علی اسلامی ندوشن، محمد معین و افراد فرهیخته دیگر اثرگذار بودند. زمان بازگشت از سوئیس به ایران، به توصیه ایرج افشار (نویسنده، نسخه شناس، سرپرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران) در کتابخانه مرکزی دانشگاه مشغول بکار شدند و مسئولیت بخش فهرست نویسی را پذیرفتند و سپس بعد از یک مدتی رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شدند.

نوش آفرین انصاری در سال ۱۳۴۲ به دانشگاه تهران و شورای کتاب کودک وارد شده و به طور همزمان مشغول بکار شدند. در همین سال با دکتر مهدی محقق ازدواج کردند.
در کتاب یکی از سوالهایی درخور توجه که مصاحبه کننده از استاد انصاری می پرسند سوالاتی درباره ی آموزش کتابداری، کتابداری نوین، مدیریت مشارکتی، کار داوطلبانه، کتابداری اجتماعی، بازنشستگی از دانشگاه تهران، عضویت شورا در دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان و سوالات بسیار دیگر...
استاد انصاری تجربه ی کار داوطلبانه را در کتابخانه عمومی هند کسب کردند و در آنجا به کار داوطلبانه علاقه‌مند شدند.
کار داوطلبانه همیشه در جهت خدمت به جامعه، رشد شخصی و در عین حال لذت بخش و متنوع است. نمونه ی بارز آن در مدیریت مشارکتی شورا و فرهنگنامه بسیار نمایان است. (در مدیریت مشارکتی، افراد مناسب در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب فعالیت می کنند.) به طوری که در شورای کتاب کودک اکثر کارها به صورت داوطلبانه است و اندیشه ی حاکم بر هیات مدیره شورا، باور بر توانمندی همه افراد در شورا و فرهنگنامه است. از این رو همه در این نظام با عشق و علاقه به طور داوطلبانه فعالیت می کنند.‌ اختیار داشتن، دوست داشتن و اهداف اثربخش و والا از نکات مهم و برجسته در مدیریت مشارکتی در شورای کتاب کودک است. همه در جهت ارتقاء ادبیات کودکان ایران انجام می‌شود و آرمان اعضاء از«من به ما» رسیدن است.
اشاره به بحث کتابداری نوین و ایجاد انگیزه اجتماعی مهم است. مراجعه کننده باید بتواند کتاب خود را پیدا کند و آن پنج اصل اساسی و مهم رانگاناتان رعایت شود. (کتاب برای همه است.)
مفهوم «کتابداری اجتماعی» که رشد آن در کتابخانه عمومی همراه با کتابدار و کتابخانه است. در این باره از استاد نوش آفرین انصاری در مورد مفهوم کتابداری اجتماعی سوال شد و ایشان این گونه پاسخ دادند: به این که به نظر من رسالت کتابدار و کتابداری ایجاد جریانی اجتماعی است برای این که جامعه بیشتر بخواند، بیشتر بداند و توانمند شود. کتابدار این هدف را با تأسیس کتابخانه ی خوب دنبال می کند. کتابداری اجتماعی نمودش در کتابخانه های عمومی است و بهترین جایی است که می توانیم بحث کتابداری اجتماعی را ببینیم. در کتابخانه های عمومی پایه های کتابداری اجتماعی گذاشته می‌شود و تداوم پیدا می کند و تنها جایی است که کتابدار می تواند با کل جامعه ارتباط برقرار کند. من خیلی دلبسته ی این جریان بودم.

با پیشنهاد خوب استاد نوش آفرین انصاری برای صحبت درباره ی کتاب شان و من این هم پیشنهاد را پذیرفتم. بعد از آن کتاب را از طرف نشر کرگدن دریافت کردم و شروع به خواندن آن کردم. با این که برخی از قسمت‌های زندگی استاد انصاری آشنا بودم و برخی از زمان و رویدادهای زندگی ایشان را از نزدیک دیده و برایم ملموس بود.هنگام خواندن کتاب در بعضی از جاها احساس همذات‌پنداری با ایشان داشتم. کتاب زندگی شان به صورت مصاحبه خلاصه روایت شده است. همه اش درس و تجربه های خوب زندگی خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی استاد انصاری عزیزم است. خوشحالم که توانستم درباره ی شخصیت خاص، کاریزماتیک و مهربان شان و کتاب زندگینامه استاد در مراسم رویداد معرفی و رونمایی از کتاب«زندگی و زمانه ی نوش آفرین انصاری » در بوکلند مارکیز در یکشنبه ۲دی ماه صحبت کنم.

امیدوارم که سایه شان مستدام،

زندگی شان فروزان و برقرار باشد.