کتابخانه ی مونتنی
برج مونتنی در فرانسه در کوه سن میشل یکی از تاثیر گذارترین خانه های نویسندگان است. برج گرد بزرگ به قرن شانزدهم متعلق است. تنها برجی که توسط پدرش، پیر مونتنی بنا شد و در قرن نوزدهم آتش گرفت.
مونتنی در آنجا بیشترین زمان را در تنهایی و خلوت برای خواندن، تفکر و نوشتن گذرانده است. کتابخانه ی این برج پناهگاه او در برابر زندگی روستایی و شهرنشینی بود، همچنین در برابر آشفتگی های دنیا و خشونت های قرن.
او در این باره می گوید:
"وقتی که در خانه به سر می برم، بیشتر وقت ها راهم را به سوی کتابخانه ام کج می کنم؛ از آنجا با اشاره ی دست به اعضای خانواده ام فرمان می دهم؛ من مشرف به در ورودی هستم در پایین دست، باغچه، مرغدانی و حیاط خانه را می بینم که در بیشتر این مکانها، اعضای مستقر در خانه ام هستند. اکنون در اینجا کتابی را ورق می زنم و زمانی دیگر کتابی دیگر را، با موضوعات مختلف و بی هیچ نظم و انگیزه ای. بعضی وقت ها خیال بافی می کنم و دیگر اوقات با قدم زدن آنها را یادداشت و یک به یک تکرار می کنم؛ و ایده هایم این گونه است که می بینید."
مونتنی از این برج دیدبانی، بر اموالش نظارت دارد و از بالا و دورادور فعالیت های افراد خانه اش را دنبال می کند. در آنجا پنهان شده تا خود را آن طور که می گوید، "در خلوت خویش" و در "آغوش" کتاب هایش بازیابد. این کتابخانه به خاطرِ تعداد زیادی عبارات یونانی و لاتین که در سال ۱۵۷۱ و پس از بازنشستگی مونتنی، به دستورِ او بر تیرهایش کنده کاری شده، شهرت دارد. این عبارات گویای خوانش های گسترده ی او (از متون دینی و غیر دینی) و فلسفه ی واقع گرایانه اش است. بر روی پل های چوبی سقف، بخش هایی از کتاب عهد عتیق و عبارت "همه چیز پوچ است" وجود دارد؛ اندرزهایی از کتاب مقدس که با حکمت فلسفه ی یونان آمیخته شده و خلاصه ای بهتر از دیدگاهش درباره ی زندگی را ارائه می دهد.
مونتنی همواره بر این باور داشت که تنها در هنگام حرکت می توان بهتر اندیشید.
"گزیده ای از کتاب:
"یک تابستان با مونتنی" اثر آنتوان کومپنیون، ترجمه محمد نقی گرمه ای.